چـــــاف و چمخالــــه
اخبار و دانستنیهای منطقه سر سبز و ساحلی چــــاف و چمخــالــه 
لینک دوستان

برفا مانه پشمک بابا ای قرانه پشمک

حراج بوبو پشمک بره دوزاره پشمک

 

حتما این شعر شاد و مفرح را شنیده اید. شعری که پر است از استعاره ها و مثال های شاد و خنده دار و زیبا که دل هر گیلک زبانی را شاد می کند.

این ترانه را مردم رشت در سالهای پیش از انقلاب در دهه سی و چهل و پنجاه و حتی پس از انقلاب در دهه شصت در کوچه های صومعه بیجار و ویشکایی و ساغریسازان و بازار و  دیگر نقاط رشت از دهان مرد کوتاه قدی می شنیدند که با گاری خود در این کوچه ها و در بازار رشت قدم می زد و پسمک می فروخت. مردی کوتاه قد، با موی کوتاه که دوراور سرش رو فرا گرفته بود و موی میانه سرش ریخته بود. مردی با قیافه ای بور که اگر می دیدیش به راحتی می فهمیدی گیلک است. از آن قیافه های گیلانی که آدم می بیند.

او این ترانه را می خواند و به فروش پشمک می پرداخت. البته او به غیر از رشت به بازار های هفتگی دور و اطراف هم سر می زد و پشمک می فروخت و آواز می خواند. در دهه چهل بود که ارکستر انزلی نزد این پشمک فروش دوست داشتنی آمد و شعر او را جاودانه نمود. آنها در متن شعر تغییراتی دادند و اضافاتی کوچک انجام دادند و شعر او را به صورت ارکست سمفونی اجرا کردند و این اولین اجرای رسمی این شعر بود. پس از ارکستر انزلی خواننده هایی این شعر را بازخوانی کردند.

پیرمرد پشمک فروش در اواخر عمر خود به بیماری قند دچار شد و در دهه هفتاد یک پای خود را به علت بیماری قند از دست داد و بلاخره در اواخر دهه هفتاد در بیمارستان پورسینای رشت چشم از جهان فرو بست. او در دهه هفتاد دیگر پشمک نمی فروخت و در خیابا شیک جنب بازار و میدان شهرداری رشت با همان گاری در کنار دیگر نوار فروش های شهر به فروش نوارهای کاست موسیقی می پرداخت. همان جایی که هنوز هم تعدادی از نوار فروش ها هستند و هر وقت که از آنجا رد می شوی صدای موزیک شادی می شنوی که نوار فروش ها گذاشته اند و به قول یکی از دوستان که برای گردش به رشت آمده بود این منظره ی زیبای شهر در کنار موسیقی شادی که گهگاه از ان طرف آبی ها هم هست خود یک جاذبه ی گردشگری برای شهر شده است.

به هر حال پیرمرد پشمک فروش رفت ام انه از دل و از یاد قدیمی های شهر که هنوز او را به یاد دارند که از گذر ویشکایی به صومعه بیجار می آمد و از آنجا به ساغریسازان و مسجد صفی و کوچی میدان و بازار. پیرمرد پشمک فروش چشم از جهان بست اما صدای او صدای مردم رشت که نه صدی مردم گیلان شد که می خوادند:

آخه تی جانه کر پشمکیم خانه به دوشم

 و آدم را گواهی می دهد که پرنده مردنی ست پرواز را به خاطر بسپار.

 

به قلم پدرام مژدهی

 


موضوعات مرتبط: فرهنـــــــگی، هنــــــــری
برچسب‌ها: ارزان ببو پشمک, ناصر مسعودی, دانلود
[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 18:29 ] [ یاســـرف.چ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یاسر فرجود هستمٰ . زادگاهم چاف است وتا سن 19 سالگی دوران دبستان راهنمایی و دبیرستان را در مدارس چاف و لنگرود گذراندم.لیسانس مدیریت بازرگانی را از دانشگاه آزاد گرگان گرفتم. الان ساکن تهرانم ولی همه چیزو تمام زندگیم شهر چاف و شمال است . زادگاهم با تمام خاطرات شیرین دوران کودکی ام در کوچه پس کوچه های چاف فراموش شدنی نیست .زاده گیلانم عاشق دریا و جنگل و کوه و بارانم . این وبلاگ را هم برای همه دوستداران شهر چاف و چمخاله و برای معرفی هر چه بیشتر این منطقه سرسبز و زیبا و بکر ثبت کرده ام . از تمام دوستان انتظار دارم با توجه به بینندگان خوبی هم که این وبلاگ داره کم کاستی هاش رو ببخشن و در بالا بردن کیفیت آن نیز به من کمک کنند . از دوستانی که از سراسر ایران و حتی کشورهای دیگر به ویلاگ من سر میزنند اگه مطلب یا عکسی از قدمت و تاریخ منطقه دارند تقاضا دارم تا این مطالب را برای من بفرستند تا از آنها برای اطلاع رسانی بیشتر در این وبلاگ استفاده کنم . (حتماً نظراتتون رو راجع به بلاگم بذارید )
امکانات وب